نتایج جستجو برای عبارت :

عاقبت گرانی

می میرم عاقبت
در روزی از بهار
شاید،
نوروز
شاید،
در روزهای اول یک فصل پرشکوه
در ساحل خزر
می میرم عاقبت
در زیر سرو سبز پریشان موی
در حالت نشسته
با خنده ای که بر لب من موج می زند
سیگار، در میان دو انگشت
می میرم عاقبت
در حالت نگاه
بر سبزه های سبز تماشایی
تن داده بر نسیم دل انگیز نوبهار
گل ها به رقص و خنده و شادی
شبنم نشسته بر رخ گل ها
می میرم عاقبت
لم داده بر زمین
بر خاک آشنا
در حالت تماشا
بر دوردستِ آبی دریا
قایق میان آب
صیاد پیر خفته به ساحل
مرغان به
جوون تر که بودم خیلی دلم میخاست دادستان بشم و علاقه شدیدی به قاضی شدن داشتم.
یبار یکی از قضات عالی رتبه رو دیدم و بهش گفتم حاج اقا من عاشق قاضی شدنم.
یه نفس عمیق کشید، یه دستی به موهاش که تو ٥٠ سالگی تماماً سفید شده بود کشید و گفت: فرزندم...! تو این کار کمتر عاقبت به خیری هست و من کمتر قاضی میشناسم که عاقبت به خیر باشه...
 
+اون موقع خیلی صحنه عجیبی بود برام! بعدها فهمیدم چقدر دلسوزانه گفت.
می رسی نامه ی بر باد ولی بعد از مرگمن تو را می برم از یاد ولی بعد از مرگ"*من اسیرم به غمت، بندی زلفت شده اممی شوم عاقبت آزاد... ولی بعد از مرگگفته ای بر سر قبرم قدمی می آییمی شود خانه ام آباد ولی بعد از مرگ؟راضی ام، من به خدا راضی به مردن هستممی شود گر دلتان شاد ولی بعد از مرگ.....یاد من.... یاد غزلهام اگر افتادیدیاد این قطعه ی فریاد... ولی بعد از مرگ....بنویسید به سنگ لحدم: راه نگار...عاقبت سوی من افتاد.... ولی بعد از مرگعاقبت پای به روی سر من نیز گذاشتدلبر
 
تمام شهرهای جهان مشغول لوندی، دل من بسته به "خانه". عاقبت تصمیم گرفت پابه پایم فرو برود در ترس و دلهره ای شیرین. عاقبت بار را بستیم. هزار مرد و زن وسواسی توی دلمان رخت می شستند و ما دور چینی ها و بلورها روزنامه  باطله می پیچیدیم. می شستند و فرش ها را لول می کردیم. می شستند و می خندیدیم.
قرار است جور دیگری دست بدهیم به دست زندگی. قرار است دوباره زودتر از خورشید پا به خیابانهای شهر بگذاریم.
 
 
 
 
می گویند
خداوند داستان ابلیس را تعریف کرد ،
تا بدانی که نمی شود به عبادتت ،
به تقربت و به جایگاهت اطمینان کنی!
 
خدا هیچ تعهدی برای آنکه
تو همانی که هستی بمانی ، نداده است
 
شاید به همین دلیل است که
سفارش شده وقتی حال خوبی داری 
و می خواهی دعا کنی ، 
یادت نرود عافیت و عاقبت بخیری بطلبی
 
 پس به خوب بودنت مغرور نشو 
که شیطان روزی مقرّب درگاه الهی بود!
دیروز حرم رفته بودم، برای زیارت و برای تحقیقات. پروژه درس تاسیسات الکتریکی من، نورپردازی بناهای مذهبیه، که توش حرم حضرت معصومه (س) رو به عنوان یه نمونه موردی بررسی می‌کنم. از تمام گوشه و کنار حرم و نورپردازی‌هاش عکس گرفتم، و می‌خواستم که روی سقف حرم هم برم و از گنبد عکس بگیرم. تا دفتر مدیریت حرم رفتم، و برای من توضیح داد که باید از دانشگاه برای حراست مرکزی حرم نامه بیاری، تا اونا به ما نامه بدن و اجازه بدیم با یه خادم بری روی پشت بوم، اونم فق
عاقبت کوتاه شد قصّه و آتش در خرمن ددان گرفت. آن خرمن ناپاک جهل و آن مزرع بی‌حاصل تکبّر. عاقبت کوتاه شد قصّه و گرچه همچنان صحنه زین دست نیست، باری چون تاس دل جفت آمده، تقدیر محتوم است. 
تقدیر چه خوش‌تر از خِرَد تکان و چه خوش‌تر از نابودی مردم جهل؟ چه خوش‌تر از انهزام استبداد مردمان رأی و خودخواهی؟ چه خوش‌تر از کوبیده شدن، آنگاه که کوبیده‌ای و به تاراج برده‌ای و انتظارت خوشی‌ست؟ چه خوش‌تر از غرامت، آنگاه که حرص دست از آستین بیرون کرده، به
کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  درس ۶ صفحه ۸۱ با موضوع عاقبت فرار از مدرسه
انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه
در دوران مدرسه ام به یاد دارم زمانی که در کلاس نهم درس می خواندیم یک روز آن سه درس سخت را در یک روز و در سه زنگ داشتیم که آن درس ها شامل علوم ، زبان انگلیسی و سخت ترین آن ها ریاضی می شدند .
ادامه مطلب

با شوهر خسیس چگونه برخورد کنیم ؟
  
خساست یک مشکل روان شناختی است و ریشه در ناامنی درونی افراد دارد‎
 
اگر بین شما و همسرتان رابطه عاطفی و محبت قلبی برقرار است و در دیگر امور زندگی با هم تفاهم دارید و فقط خساست او شما را آزار می دهد باید توجه داشته باشید که خساست یک مشکل روان شناختی است و ریشه در ناامنی درونی افراد دارد.
ادامه مطلب
پاک کن برداشتم دیشب ولیپاک کردم هرچه را منغیرعشقپاک کردم دردوهجروغربت ودلخوشی هایی هر آنچهغیرعشقمشق من شد خط خطی من بازهمپاک کردم جمله ها راغیرعشقعاقبت درصفحه کاغذ نماندجز کلام ماندگاریغیرعشقصبح شد رفتم به سوی مدرسهزنگ خورد، آن زنگ اولزنگ عشقبازهم خانم معلم آمد ومشق ها را دید بالبخند عشقروی مشق من کشید یک خط سرخخط سرخ روشنزیبای عشقباز برمن خنده زد یعنی جوانمانده ای بد جور درسودای عشقمن زجا برخواستم بی اختیارگفت :بنشین ای توخاطر خوای ع
اینجا ایران است. مهد و گهواره طرفداران پیامبری که بیشترین هزینه اش در زندگی، خرید عطر بود.
قبل از خرید خانه در ایران مخصوصا آپارتمان به این چند نکته توجه کنید:
۱- بوی فاضلاب و چاه توالت طبقات دیگر،
۲- پارازیت ماهواره،
۳- آنتن دهی موبایل و برقراری اینترنت،
۴- اخلاق و فرهنگ آپارتمان نشینی همسایه.
بسازبندازهای این آپارتمانهای شخصی!ساز حتی اگر به ناف تهران کوچ کنند بوی این گندکاریها دنبالشان خواهد آمد.
فقط امیدوارم عاقبت ساختمان سازی در ایران شب
بسم الله الرحمن الرحیم....
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم...
اخه این دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیایی که توش براحتی بچه های بی گناه رو میکشن 
دنیایی که پر از سختیه....
....
تواین مدت  خیلی فکر کردم دیدم این جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره ..نه خوشیش موندگاره و نه غمش....
تنهاچیزی که برای آدم می مونه خدا و اهل بیته....
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش...
و چقدر خدای مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم....
هرچن
«رزمنده‌ها! یادگاران جنگ! یکی از شئون عاقبت به‌خیری، نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به‌خیری این است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به‌خیری رابطه‌ی قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سُکّان انقلاب را به‌دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهم‌ترین محور محاسبه، این است.»
«سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی»
همیشه همه جا همه به متانت و خانومی نجمه حرف میزنن، مصداق کم گو و گزیده گو درموردش صدق میکنه واقعا، فک نمیکنم کسی ازش خاطره بدی داشته باشه از بس خانوم و خوش اخلاق بود
همیشه بهم میگفت دعا کن عاقبت بخیر بشم و دعا کن همیشه راه درستو انتخاب کنم، از این حرفا زیاد میگفت کلا خدا بیامرز که خدا اینجوری انقد قشنگ عاقبت بخیرش کرد! شهادت!
درباره عکسای عروسیش باهم حرف میزدیم دوهفته پیش که قرار بود خودم عکاسش باشم
عاقبت گرانی
ثقة الاسلام کلینی قدس سره روایت کرده است:
٦- محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن إسماعیل عن أبی إسماعیل السراج، عن حفص بن عمر، عن رجل، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: غلاء السعر یسیئ الخلق ویذهب الأمانة ویضجر المرء المسلم.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «گرانی قیمت‌ها مردم را بدخلق می‌کند، امانت‌داری را از بین می‌برد و مسلمان در فشار و سختی را به ستوه می‌آورد.»
الکافی، تالیف ثقة الاسلام کلینی، جلد ۵، صفحه ۹۷، حدیث ۶، چاپ
بسم‌الله الرحمن الرحیم 
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
نگهداری حیوانات در قفس.بدون شک گناه و جنایتی است که جبران آن بسیاردشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است
آیا برای یک شیعه عذابی بالاتر و کشنده تر از سوء عاقبت هست؟!؟!
یکی از صاحب دلان که اهل نظر و باطن بودند میفرمودند
هنوز ندیدم یک شکارچی عاقبت بخیر شود
افراد زیادی بودند که بخاطر آزار حیوانات عمرشان کوتاه شده  یا گرفتار بلاهایی جبران ناپذیری شدند
درسوره تکویر خداوند به محشور شدن ح
شهید مدافع حرم روح‌الله قربانی 
همسرش می گه از خیابان انقلاب رد می شدیم. مردی کنار ماشینش ایستاده بود و کمک می خواست. بخشی از ماشینش آتش گرفته بود. چون احتمال انفجار بود کسی جلو نمی رفت. روح‌الله تا این صحنه را دید زد روی ترمز. همیشه در صندوق عقب آب داشتیم. آب‌ها را برداشت و دوید و آتش را خاموش کرد. راننده اشک می ریخت و تشکر می کرد. می گفت: جوان! خدا عاقبت به خیرت کنه.
@zakhmiyan_eshgh
سوال:
چند دعای قرآنی برای عاقبت به‌خیری، سلامتی و توسعه روزی در قنوت نماز وتر مرحمت کنید.

پاسخ:
1- اللهم اجعل عاقبة امرنا خیرا.
2- اللهم اصلح امر آخرتنا و دنیانا.
3- ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرة حسنه و قنا عذاب‌النار.
4- آیۀ شریفۀ:«وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِب» را هم ذکر خود قرار دهید و در طول شبانه‌روز مرتب بخوانید، تأثیر دارد.
تقدیم به کسانی که غم نان داشتند و اکنون مادرانشان غم جان از دست رفته شان را دارند.
باید شوند مردم ایران سعیدها
دیدیم عاقبت عدم آن نویدها
''چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت''*
پوچ است انتهای تمام امیدها
دیروز دست شیخ کلید امید بود
ماتحتتان فرو رود آخر کلیدها
قرآن، کلامتان، شده بر عکس در عمل
گویی نخوانده اید عذابا شدیدها
در ظلم و جور از همه پیشی گرفته اید
کم کرده اید سیرت هر چه پلیدها
در زیر خاک رفت شهی که قدیم بود
تقدیر آشناست برای جدیدها
در چرخ
می آید منجی عصر و زمان آهسته
آهسته
می آید شرح و تفسیر اذان آهسته آهسته

قدم بر چشم  ما خواهد نهاد آن سرو بستان ها
می آید عاقبت آن مهربان آهسته آهسته

زداید او غبار غربت از چشمان
مشتاقان
می آید آن امید عاشقان آهسته آهسته

دل ما را دهد او عاقبت با
آسمان پیوند
می آید عاقبت از آسمان آهسته آهسته

به دریا می برد این چشمه های
اشک ما را او
رسد وقتی که او با کاروان آهسته آهسته

قلوب غمگساران بار دیگر شاد
خواهد شد
بهاران می رسد بعد از خزان آهسته آهسته

پ
یکی از مسایل پند آموز تاریخ که بسیار دردناک و در عین حال عبرت ‌آموز است، ماجرای فرزندان و اولادی است که علی‌رغم این که پدران و مادران صالح و باایمانی داشته ‌اند، بد عاقبت شده ‌اند و عاقبت شومی به همراه داشته ‌اند و باعث ننگ و بدنامی پدران و مادران خویش شده‌ اند.یکی از مسائلی که در تربیت فرزندان نقش دارد تغذیه کودک است. تغذیه چه در دوران شیرخوارگی و چه بعد از آن مهم است.

ادامه مطلب
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



 
 
شهید سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی:
پس برادرا، رزمنده‌ها، یادگاران جنگ یکی از شئون عاقبت بخیری نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری، والله
دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
جان طاقت هجر تو از این بیش ندارد
از عاقبت عشق‌ تو اندیشه نکردم
دیوانه دلِ عاقبت اندیش ندارد
سیف
بی تو به سامان نرسم ای سروسامان همه تو
ای به تو زنده همه من  ای به تنم جان همه تو
همه تو
همه تو
تو
تو
تو
تو
عاقبت دشمن امیر المومنین علیه السلام
ابو شجاع دیلمی، از علمای اهل تسنن روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
٥٥٧٩ - من مات وفی قلبه بغض علی بن ابی طالب فلیمت یهودیاً ونصرانیاً.
هر کس بمیرد و در قلبش کینه علی‏ بن ابی طالب علیه السلام باشد یهودی یا نصرانی مرده است.
الفردوس بماثور الخطاب، تالیف ابو شجاع دیلمی، جلد ۳، صفحه ۵۰۸، چاپ دار الکتب العلمیة
جایگاه ابو شجاع دیلمی نزد اهل تسنن: «كان اماماً، حافظاً، سمع الكثیر، ورحل البلا
ب نام حق این ماه رمضون که گذشت با آزار و اذیت هاتون این ماه رمضون که گذشت با آزار و اذیت هاتون ولی شما برو جلو آینه ی نگاه به خودت بنداز ببین از نمک دادن حضرت زهراء سلام الله علیها ب دستتون سر دیگ نذری امام حسین علیه السلام ب کجا رسیدین؟ تهمت زدن... دو رویی... بدخواهی... حسادت... کینه... ظلم... بی آبرو کردن بنده های خدا... جنگ با خدا بازم بگم؟ پنج ساله... با خودخواهی تمام ، برای آزار ما تلاش میکنی و خودتو قایم کردی پشت دین! بترس از روزی که دین روی سرت
 
ظهر رفتیم وضو بگیریم. در حالی که آستین پیراهنش را بالا می زد نگاهی به آسمان کرد و گفت: آقای ناصری تا وقتی جنگ هست دست پر پیش خدا برویم، بعد از جنگ معلوم نیست عاقبت ما به کجا ختم می شود؛ بهترین عاقبت این است که شهید شویم.
به دوستانش که می رسید التماس دعا می گفت. بعضی ها شاید این کلام را از روی عادت بگویند ولی التماس دعایی که حسن می گفت فرق داشت. می گفت: علی آقا التماس دعا دارم، اگر زودتر از من شهید شدی مرا شفاعت کنی.
راوی: سردار علی ناصری.
 
ملاقات
{امام زمان(عج) از منظر روایات - شماره 31}
 
عاقبت انکار امام زمان
 
رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که قائم از فرزندان مرا انکار کند بدرستی که مرا انکار کرده است.
قندوزی (از عالمان حنفی اهل سنت و صوفی) روایت کرده: پیامبر اکرم خطاب به علی علیه السلام فرمود: "امامان بعد از من دوازده نفرند, اول ایشان ای علی تویی و آخر ایشان قائم است که خدا با دست او مشارق و مغارب زمین را می گشاید.
[ینابیع المودة, ص۴۵۸ و ص۴۹۳]
 
عکس نوشته مهدوی در ادامه مطلب 
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله . . باید رفت، باید دنبالِ پرچمت تا ابد رفت... . باید موند، باید پایِ این روضه ها تا ابد موند... . . یه عده پایِ حق که میرسه فراری و یه عده پایِ حق که میرسه فدایی ان چه کعبه رفته ها که حاجی هم نمیشن و چه کربلا نرفته ها که کربلایی ان.... . . سفر بخیر، جوونی که شدی عاقبت به خیر سفر بخیر، به مقصدت رسیدی مثل زهیر سفر بخیر سفر بخیر.... . . . اصلا این شعر رو برای من و تو خوندن، برای من...یه عده پایِ حق که میرسه فراری و... . برایِ تو یه
عاقبت روزی اردی‌بهشت ما هم از راه می‌رسد ؛ صدای خنده‌ی شکوفه‌ها گوش شهر را پر می‌کند و نوای زندگی در شریان‌هایمان به جنبش در می‌آید!عاقبت منجی ما می‌آید، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد ...
آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه‌ی عشق می‌روی
از کوچه‌های خسته‌ی ما هم عبور کن

+ به والعصر قسم! مهدی ما آمدنیست ...
 " اللهم عجل لولیک الفرج "
《 عیدتون مبارک 》
{سبک زندگی مهدوی - شماره 28}
 
عاقبت بد اخلاقی
 
خوش رفتاری و خوش خلقی از توصیه های مهم اهل بیت به شیعیان است، به طوری که پاداش آن را از بسیاری از عبادات مستحبی بالاتر می دانند. از طرفی، بد اخلاقی، نتایج دنیوی و اخروی بدی را در پیش دارد.
حضرت علی(ع) در این باره می فرمایند: «خانواده فرد بداخلاق از او خسته و بیزار می شوند» هم چنین «رزق و روزی او نیز تنگ می شود» (تحف العقول ص۲۱۴؛ غرر الحکم ص۵۹۲)
این نیز در مورد نتایج اخروی آن: «به رسول مهربانی ها گفته ش
به نام خداوند
...
زیاد نمیگویم...جز یک سوال که:ابن ملجم را چه می شود...؟قاتل مولا می شود در حالی که حافظ قرآن است...
ابن ملجم ،مولا علی را نشناخت یا قرآن را نفهمید...؟
کسی که قرآن را تدریس میکند و قاریست...
 
ابن ملجم را چه می شود...؟
 
باید درک کرد که امثال ابن ملجم عاقبتی خیر را از دست داده اند...
باید درس گرفت...
 
ما چقدر به عاقبت خود مطمئن هستیم...؟
 
الهی عاقبت ما را خیر قرار بده و ما را همراه مولا محشور کن...
 
آمین
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «اینکه قرآن به ما [میگوید]: وَلا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّار؛ اعتماد نکنید به ظالمین، این همین گرفتاری امروز مردم دنیا است. اعتماد میکنند، پدرشان درمی‌آید. دیدید در بعضی از این کشورهای عربی یک حرکت خوبی انجام گرفت، یک مبارزه‌ی خوبی به وجود آمد، یک غوغایی به پا شد، یک بیداری‌ای به وجود آمد، منتها مثل شعله‌ای که بیایند روی آن خاکستر بریزند و خاک بریزند، خاموش شد؛ چرا؟ چون «لا تَرکَنوا اِل
امشب شب سختی بود برای من. شاید برای تو هم. برای من که باید اشک گوشه ی چشمت را پاک میکردم و تحمل. برای تو که سفره ی دلت را باز کردی. برای دلم....
حتم دارم که با این طینت پاک، عاقبت بخیر خواهی شد. اگر ارباب نظر کند... اگر اگر اگر خودت هم بخواهی ...
خدا عاقبت مارو بخیر کنه 
مارو شرمنده پدر و مادر نکنه ...
چطور میشه این همه سال برای بچت زحمت بکشی بعد یکی نباشه ببرتت دوا درمونت کنه ! 
مامان تا ساعت 2ونیم باهاشون بود ولی دیگه باید میومد خونه .... 
بهش میگم خب میگفتی من میومدم مامان هانیه هم میموند پیششون چرا زنگ زدی به دخترش و دعوا شد بینشون 
هرکدومشون پاس دادن به اون یکی بچه به مامان کلی توهین کردن که بیخود کردی برای بابامون نوبت گرفتی و ... 
هی ...
خدایا منو شرمنده مامان اینا نکن ....
امروز در پاکت می نویسم:
می توان یک عمر صبر کرد تا عاقبت را دید، می توان عاقبت را رقم زد ...
تغییر ضامن به اختیار کشیدن عاقبت است، ثبات عامل دیدار عاقبتِ بی اختیار ...
بگذریم ... اولین پست پاییزی 98 را با دلتنگیِ ذاتی این فصل می نویسم ...
پاییز زیباست اما هر زیبایی دوست داشتنی نیست ...
پاییز پر از ابهام است، هیچ برگی نمی داند چه وقتی با چه رنگی می افتد ...
یکی سبز و سرحال رها می شود، دیگری طلایی و سیراب!
یکی هم زردِ خشک شده،شکننده، مثلا اوایل زمستان، در سر
اون دختره قانع هیچ گهی نشد متاسفانه
خیلی گشتم که پیداش کنم نتونستم
یعنی هیچ اکانتی انگار نداره
فقط سه سال قبل وقتی رفتم دهمون بهم گفتن شوهرش دادن و رفته اذریبایجان شرقی توی همون دهشون زندگی کنه.
این بود ماجرای همکلاسی شاخ من.
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشدلب تو میوه ممنوع ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشدخواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!از: فاضل نظری
بسم‌الله الرحمن الرحیم 
نگهداری حیوانات در قفس.بدون شک گناه ی است جنایتی است که جبران آن بسیاردشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است
آیا برای یک شیعه عذابی بالاتر و کشنده تر از سوء عاقبت هست؟!؟!
یکی از صاحب دلان که اهل نظر و باطن بودند میفرمودند
هنوز ندیدم یک شکارچی عاقبت بخیر شود
افراد زیادی بودند که بخاطر آزار حیوانات عمرشان کوتاه شده است یا گرفتار بلاهایی جبران ناپذیری شدند
درسوره تکویر خداوند به محشور شدن حیوانات اشاره میفرمایند که ی
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشدلب تو میوه ممنوع ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشدخواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!از: فاضل نظری
دارم سعی میکنم به فکرام نظم بدم جمع و جورشون کنم مرتب بزارمشون یه گوشه و هر وقت خواستم برم سراغشون
در هم بودنشون انقدر بوده که از خوابم پرونده
حالا هر چی میچینم میبینم خرابتر شده دارم در دریای افکار مختلف بی سر و سامون غرق میشم
هیچی سر جاش نیست از عاقبت فکر کردن میترسم
شب بخیر
تحریم ظریف منو یاد یه انیمیشن قدیمی انداختیادتونه یه خمیر کرم رنگ بود تو برنامه کودک؟ (خمیره شکل آدم بود همه کاری هم میکرد، یه بارم جورابشو میخواست بدوزه، دوخت به دستش، بعد جورابه رو کشید تو لامپ، دوخت به لامپه) قسمت جورابه رو پیدا کردم. ازینجا دانلود کنید.یه بار خواست گندشو جبران کنه، رفت جارو برقی آورد، اول خودش داشت جارو میکشید، بعد جاروئه قاطی کرد از دستش در رفت هرچی تو صحنه بود اعم از قاب عکس و میز و صندلی رو خورد، آخر سرم خود خمیره رو خو
عاقبت شریک گرداندن غیرمعصوم در امامت
ثقة الاسلام کلینی و شیخ نعمانی رضوان الله علیهما روایت کرده‌اند:
۶- محمد بن یحیى، عن محمد بن الحسین، عن محمد بن سنان، عن طلحة بن زید عن أبی عبد الله علیه السلام قال: من أشرك مع إمام إمامته من عند الله من لیست إمامته من الله كان مشركا بالله.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در امامت امامی که از ناحیه خداوند است، شخصی دیگری را که از سوی خدا نیست (یعنی غیر معصوم) شریک و سهیم بداند، مشرک به الله گشته است.
الک
عن الرضا علیه السلام عن أبیه موسی بن جعفر علیه السلام قال کتب الصادق علیه السلام إلی بعض الناس، إن أردتَ أنْ یختم بخیر عملُک حتّی تقبض و أنت فی أفضل الأعمال فعظّم للّه حقَّه أنْ لاتبذل نعماءه فی معاصیه و أن تغتر بحلمه عنک وأکرم کل من وجدته یذکر منا أو ینتحل مودتنا ثم لیس علیک صادقا کان أوکاذبا إنما لک نیتک و علیه کذبه
عیون اخبار الرضا علیه السلام، للشیخ الصدوق، ج2، ص4، باب فیما جاء عن الرضا علیه السلام من الأخبار المنثورة، ح8

از امام رضا علی
بسم الله مهربون :)
 
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشدلب تو میوه ممنوع ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
 
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
بیاید و بگید من سرما نخوردم و این شوخی کثیفِ گلبولای قهوه ایمه که قراره بزودی تموم شه :)
+ عاقبت تاب بازی (:|) و چرخ و فلک سوار شدن (:|) تو هوای هشت درجه سانتیگراد (سگ سرما:|) 
میشه یاداوری کنید به کودک درونم که بگیره بکپه؟ :| سپاس متقابل ..
غم تو بزرگ است و وسع من کوچک
هدف تو بلند است و همت من کوتاه
بخشندگی تو عظیم و فراخ است و دایره خیررسانی من تنگ
تو به عاقبت دشمنت هم دلسوزی و صبر من برای دوست هم لبریز است
حسین... حسین...
ما را با شما چه نسبتی است؟
 
امید دارم، که به قدم های کوچک ما دلخوشی ...  
دستمان را بگیر، بزرگمان کن، روح نازکمان را وسعت بخش، به بزرگی ات،
یا امامِ شهیدم، حسین (ع) جان ❤️
زیارت عاشورای امروز به نیت از شهید مدافع حرم عباس دانشگر.
آقا عباس!
دلم حسابی گرفته.
دیگه خودت راست و ریستش کن.
رفتی پیش امام حسین (ع) سلام منم به آقا برسون.
روم سیاهه.
دست ما هم بگیر بتونم برا امام زمانم یه کاری بکنم. یعنی در اصل برا خودم. برا عاقبت بخیریم.
 
این رقص موج زلف خروشندهء‌ تو نیستاین سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیست
ای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیازاغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیست
در فکر دلبری ز من بی‌نوا مباشصیدی چنین حقیر، برازندهء‌ تو نیست
شب‌های مه گرفته‌ مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشنده‌ء تو نیست
گمراهی مرا به حساب تو می‌ نهنداین کسر شأن چشم فریبندهء تو نیست
ای عمر! چیستی که به هرحال عاقبتجز حسرت گذشته در آینده‌ء تو نیست
 
سلام بابای گلم
دیشب اولین شب قدر امسالت بود بی‌صبرانه منتظر اینم بزرگ بشی و از امام اولمون برات بگم ... از مظلومیتشون از بزرگیشون از زهدشون از عدالتشون.
ماها عجیب مدیون ایشون و خانوادشون هستیم.
 دیشب خودم برات قرآن‌ به‌سر گرفتم با قرآن‌ همیشه بالاسرت.
عاقبت به خیر شی دختر خوشگلم.
ماجرای آقای محمدعلی نجفی از حوزه‌ی سیاست خارج و تبدیل به مساله‌ای انسانی برای عبرت گرفتن همه‌ی ما شده است.در این شب قدر از خدا بخواهیم همه‌ی ما را عاقبت به خیر کند و برای اولین قدم در موضع‌گیری و روایت این قصه، خط قرمزهای شرعی و عرفی و اخلاقی را رعایت کنیم. او بهترین قاضی است.
بچه نارنگی رو گرفتم بین دوتا انگشتم. نگاهش کردم و به زیست گیاهی‌ای که مرورش نکردم فکر کردم..به آندوسپرم مایع نارگیل فکر کردم. دوباره بچه‌نارنگی رو دیدم و یه‌جمله تو ذهنم تایپ شد. تو میتونستی یه نارنگی درست حسابی بشی، ولی نشدی. نخواستی فک کنم. عاقبت این نخواستنت هم شد له شدن بین دوتا نارنگی کناریات. پشیمونی؟
میگویند خداوند داستان ابلیس را تعریف کرد
تا بدانی که نمیشود به عبادتت
به تقربت و به جایگاهت اطمینان کنی ...
خدا هیچ تعهدی برای آنکه تو همانی که هستی بمانی ، نداده ....
شاید به همین دلیل است که سفارش شده وقتی حال خوبی داری و می خواهی دعا کنی ،
یادت نرود عافیت و عاقبت بخیری بطلبی ،پس به خوب بودنت مغرور نشو که شیطان روزی مقرب درگاه الهی بود...
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح یکشنبه (۱۳۹۷/۱۲/۵) در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه، به شرح حدیثی از حضرت امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی «عاقبت‌اندیشی در امور و لزوم نشاط در کارها» پرداختند. ایشان در جریان سخنان‌شان با استناد به این روایت به مسئولان توصیه کردند «بی‌حوصلگی» و «ناامیدی» را از خود دور کنند و بدانند انقلاب اسلامی به‌پیش خواهد رفت.
آمد به دنیا در فضای سرد و ناپاکی
آلوده شد روح و روانش در هوسناکی
مانند گل در مزبله بالید و زیبا شد
در دام او افتاد یاسی مظهر پاکی
با صید خود برپا نمود او کاخ آمالش
شد سرنگون در قعر خودخواهی به بیباکی
چون پرتوقّع بود و از خودراضی و مغرور
افتاد از عرشش درون برزخی خاکی
باد جدائی ها به طوفانی بدل گشته
در عاقبت درگیر با وضع اسفناکی
او مُرد و در گور سیاه خود فرو رفته
شد سرنوشتش تلخ با پایان غمناکی .
 
عاقبت می توانم غلبه کنم به این حال، به این وضع ...؟ عاقبت به پا می خیزم ؟ 
 
 
پی نوشت:
 
  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
دیروز یه اقای خیلی محترمی یه چیز تازه بهم یاد داد
من نمیدونستم ولی ایشون گفتن فاطمه یعنی جدا شده از آتش :)
مطمئنا که معنای اسم، تضمین نمیکنه عاقبت منم خوب باشه
من اگه درست زندگی کنم و بلد بشم به خدا چشم بگم(اینم ازون رمان عقیق یاد گرفتم میگفت خدا نمیخواد ما خوب باشیم میخواد ما چشم بگیم) در اونصورت عاقبت به خیر میشم
 
یه چیز دیگه هم بهم یاد دادن ایشون
اونم این بود که ما اجازه نداریم قوانین دیگرانو بشکنیم باور میکنید اینو اصا نگفتن؟ ولی بهم یاد د
دیروز که دیدمت داشتم فکر میکردم تو هم اگر مرا میدیدی قلبت مثل من شروع به تپیدن میکرد؟
 
(بله میگویم شروع به تپیدن. تند تر زدن مال کسیست که قلبش خود به خود بتواند کار کند. نه من.)
 
یا تو هم بغض گلویت را میگرفت؟
 
یا تو هم پاهایت را به زور نگه میداشتی که سمت من مسیرشان را کج نکنند؟...
 
دلم را خواستم به این ها خوش کنم اما یادم آمد تو حتی من را ندیده باشی هم من میتوانم دو ساعت تمام به تصویر کارتونی ات خیره شوم و هی طراحش را فحش بدهم که چرا چشمانت را خوب
نه که فکر کنین من گهی شدم. نه.
منظورم اینه که بر خلاف نظر معلمه، اون دختر به هیچ کدوم از آرزوهاش نرسید چون همیشه دوست داشت که بره خارج و زن انریکه ایگلسیاس بشه و نتونست که بشه.
من هم همیشه فانتزیم بود که تا میتونم هر روز خودم رو بیشتر و بهتر بشناسم
و به درد بقیه بخورم
و آدم مهربونی باشم
و سعی کنم یکمی سفر کنم و چیز و میز یاد بگیرم
و بایوفیزیکال کمیستری بخونم.
و چند تا کار دیگه
که بشون رسیدم یا دارم میرسم.
وگرنه منم همچین تحفه نشدم.
من گلی بودم در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون در شبی تاریک روییدم تشنه لب بر ساحل کارون برتنم تنها شراب شبنم خورشید می لغزید یا لب سوزنده مردی که با چشمان خاموشش سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخه سر سبز غنچه نشکفته ای می چید پیکرم فریاد زیبایی در سکوتم نغمه خوان لبهای تنهایی دیدگانم خیره در رویای شمو سرزمینی دور و رویایی که نسیم رهگذر در گوش من میگفت آفتابش رنگ شادی دیگری دارد عاقبت من بی خبر از ساحل کارون رخت بر چیدم در ره خود بس گل پژمر
غزلی ناب از مولوی، دیوان شمسای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرهازان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفازان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کمزان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطازین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بدزان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطاچندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شودچندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیااز بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شویآن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو رااز جرم ترسان می‌شوی و
من مرددممیان قهوه خانه و کافی‌شاپ...و تشابه این دو ترکیبراز تمام تناقضهای عمر من است...
هر شب چای پر از تردیدم را که می‌نوشمتناقضهایم را با خدا به اشتراک می‌گذارمو اینگونه است که فیس‌بوکدفتر چهره‌های مردد هموندانم می‌شودکه در آستانه‌ی تغییر بزرگهویتشان را در تکرار اشتراکهای بی هدفجستجو می‌کنند...
من در تفاوت فرم استکان و فنجان گم شده‌ام...و عاقبت شبیدر استکان چای دارچینیم...غرق می‌شوم...بی آنکه طعم قهوه را از یاد برده باشم...
نگفتمت مرو آنجا که پادشات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم
و گر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سرا پرده رضات منم
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای با صفات منم
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم
نگفتمت که صفت های زشت بر تو نهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم
نگفتمت که م
دریافت
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



درس عاقبت به خیری شهید سردار سلیمانی برای ادامه دهندگان راه شهدا
 
 
۶ بار همراه با بغض قسم جلاله می‌خورد: باور کنید راهش این است...
دانش آموز هم نیستیم یه سنجاق سری گل سری چیزی بهمون بدن واسه اینکه اسممون فاطمه ست...
ولادت حضرت فاطمه مباااارک
روز مامانای مهربونتون مبارک :)
روز مامانایی که پیشمون نیستن ، مامان بزرگ ها ، روحشون شاد:)))
روزِت مبارک شومارِ عزیزم انشالله تنت همیشه سلامت باشه :) اقلیماا❤
روزِ بانوان مهربان هم مبارک:))))
خدا بحق حضرت فاطمه عاقبت هممون رو بخیر کنه :) 
رویا... کابوس... کابوس... رویاکاش چیزی این وسط تغییر میکرد
کاش هیچ وقت بیدار نمیشدم
وقتی هم که بیدار میشدم مرده بودم کامل
کاش از سکوتم میخواندی
چه حرف ها که سالها نهفته داشتم
و عاقبت خواهم مرد...
حتما دور از تو
حتما تنهای تنهای تنها
باور کن حرف مسخره ای نیست...
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام  
گل کرد خار خار شب بی قراری ام  
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو  
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام  
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم 
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام  
بود و نبود من همه از دست رفته است  
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام 
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت  
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام 
تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار  
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام 
با ناخنم به سنگ نوشتم بیا , بیا 
زان پیش
اصرار بر گناه چیزی جز پشیمانی و نکبت در دنیا و آخرت ندارد، هر چند که انسان متوجه نشود، ولی به زودی آثار نکبت بار گناه گریبانگیرش خواهد شد و او را به نابودی می کشد.
با امروز و فردا کردن برای توبه نمودن و اصرار بر گناه فقط فرصت محدود عمر که برای رسیدن به خدا در اختیار داریم را از دست خواهیم داد و چیزی جز حسرت طولانی مدت و همیشگی نصیبمان نخواهد شد.
ای علمدار کربلا به فریادمان برس و از گناه نجاتمان بده!یا ابالغوث ادرکنی
ادامه مطلب
   بدنبال توشہ راه، خود را‌‌ در میان انبوهے حفرگاه دیدم؛ حفره‌هایے باندازه کہ همان جایگاه ابدے ما انسانها بود. نظارکنان بہ درون حفره‌ها آه پر افسوسے سردادم و با خود گفتم بعد از آن همہ سعے و تلاشهاے مداوم و جهش و خیز داشتن در سبقتهاے زندگے عاقبت باید همہ چیز را رها کرد و بهمین حفرگاه تنگ و تاریڪ بسنده کرد؟!...
   واے چہ عاقبت غمنگیزے؛... کاش اصلا هیچگاه بدنیا نمےآمدم؛... 
   نگاهم را از آن گودال عمیق بسمت آسمان بالایے خود گرفتم و باز آه پرحسرتے
در زمان یزدگرد دوم موبدى بسیار دانا بود، که از فرط تبحر در امور فقهى او را همگ دین لقب داده بودند. این مرد مکرر نصاراى ارمنستان را بعقوبت و فشار مبتلا کرد و عاقبت چنان از استوارى و ثبات عیسویان متأثر شد، که کیش نصارى گرفت. 
بنابر روایت الیزئوس، ناظر ارزاق، که ریاست انجمن تحقیق و تفتیش دینى را داشت، چون از این واقعه آگاه شد، ترسید که به مسئولیت خود خون یکى از روحانیان بزرگ را بریزد، قصه را بشاهنشاه عرض کرد. شاه فرمود تدبیرى کن تا مردم آن ناحیه
و عاقبت، همه‌چیز فروکش خواهد کرد. صبح دیگری آغاز می‌شود، پیرمرد نان‌خشکی چرخ‌دستی‌اش را روی خیابان‌های آسفالت‌شدهٔ شهر می‌کشد، پسرک خردسالی با لبا‌س‌های چرک‌گرفته تا کمر خم می‌شود درون سطل زباله برای یافتن بطری‌های پلاستیکی، دستفروش‌های مترو دوباره صدایشان را می‌اندازند پس کله‌شان و از ریمل و لباس و شارژر و هندزفری می‌گویند و در گوشه‌ای از شهر پدری از شرمندگی زن و بچه، به خانه نمی‌رود. صبح دیگری آغاز می‌شود، و انگار نه انگار
سلام به همه دوستان خوبمدوباره سال تحصیلی شروع شد و مشغله ها زیاد شد.امسال حجم درس ها بالا رفته و مشغله های فکریم هم زیادعلاوه بر درس و فعالیت فرهنگی،خانواده بحث ازدواج رو هم مطرح کردنمن وقت آماده کردن مطلب رو ندارم ولی وقت کنم و مطلب داشته باشم میزارمخواهشا دعا برای عاقبت به خیری و موفقیت در درس این دوست کوچیکتون یادتون نرهفعلا خداحافظیاعلی
ما عاقبت پیر خواهیم شد
گاهی به پای هم، گاهی به پای دیگران
این حسی بود که در حین خواندن مادام بوواری داشتم.
 
+من مدتی بود حال خوشی نداشتم. درسهای دانشگاه را به زحمت زیاد پیش میبردم و اصلا کتاب نمیخواندم. از خدا میخواهم که دیگر هیچوقت به این حال و روز دچار نشوم. من بدون خواندن، بدون نوشتن و خیالبافی کردن هیچ خواهم شد.
کتاب خواندن مثل این میماند که نویسنده بشکن بزند و ما برقصیم. اینچنین سمفونی شورانگیز!
من که میدونم خیلی وقته حافظ باز نکردی، پ بیا با هم این فال بخونیم :
روز هجران و شب فرقت یار آخر شدزدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شدآن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شدشکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شدصبح امید که بد معتکف پرده غیبگو برون آی که کار شب تار آخر شدآن پریشانی شب‌های دراز و غم دلهمه در سایه گیسوی نگار آخر شدباورم نیست ز بدعهدی ایام هنوزقصه غصه که در دولت یار آخر شدساقیا لطف نمودی
از جام بلاهایی که خدا به تو می نوشانه نهایت لذت رو ببر!!
همین امتحان های سخت و پشت سر هم، امید هست که عاقبت به خیری رو به دنبال داشته باشه .. 
نگران نشو 
جزع و فزع نکن
این جام بلاها رو سر بکش
نگاهت که عوض بشه، اون جوری بشه که خدا می خواد
عاشق خدا میشی ..
زندگی عرصه زنده شدن حق
و از بین رفتن باطله
این زایش و نیست شدن
همیشه همراه دردها، ابهام ها، فشارها، تنهایی ها وووو میشه
اینجا تو لازمه یاد بگیری 
هم مراقب خودت باشی و هم زیاد بشی 
فقط در یک کلمه ، برگشت به دوران 00-11
نه رمز دومی برای خرید اینترنتی و انتقال وجه و ...
با این سیستم رمز یکبار مصرف چه باید کرد؟؟؟ 
 
اینم دوران خودشو  داره - هعی 
کمتر از 400 مگ از اینترنتم مونده و نمیدونم واقعا
کسی از اینده خبر نداره اما با این وضعیت - خدا اخر و عاقبت منو بخیر کنه
 
#خداحافظی موقت
برنامه کلاس زبان سرجاشه اما شاید حضور من مدتی کمرنگ باشه . بدون من ادامه بدید . من طبق برنامه جلو میرم یعنی همون هفته ای 2 درس ، تا این اوضاع درست بشه
غروب جمعه ۵ مهر یکی از دلگیر ترین روز های زندگیم.....
حرکت به سمت سمنان ......ا
ز فردا رسما یک دانشجو ترم  اولی خواهم بود .....
دلم خیلی گرفته روزی که داشتم به اجبار این رشته میزدم هرگز  فکر نمی کردم قرار اینو برم ....
از زمانی که نتیجه اومد الکی دلم به این و اون خوش کردم ولی هر بار بیشتر از بار قبل شکسته تر شدم ....
احساس میکنم دیگه خدا منو اصلا دوست نداره .....
پ.ن : یادم رفته بود تو این دنیا به هیچ کس جز خودم  نباید  اعتماد کنم .‌... عاقبت امروز من اعتماد بی ج
عاقبت خط جاده پایان یافت من رسیدم ز ره غبار آلود نگهم پیشتر ز من می تاخت بر لبانم سلام گرمی بود شهر جوشان درون کوره ظهر کوچه می سوخت در تب خورشید پای من روی سنگفرش خموش پیش میرفت و سخت می لرزید خانه ها رنگ دیگری بودند گرد آلوده تیره و دلگیر چهره ها در میان چادرها همچو ارواح پای در زنجیر جوی خشکیده همچو چشمی کور خالی از آب و از نشانه او مردی آوازه خواان ز راه گذشت گوش من پر شد از ترانه او گنبدی آشنای مسجد پیر کاسه های شکسته را می ماند مومنی بر فرا
نتایج کنکور به زودی اعلام میشه و کارنامه اعمال منتشر می کنند!
اگر رشته مورد علاقتون قبول شدین که ناز شصتتون!
اگر نه سخت نگیرید و اوقات تلخی نکنید...
 
اینایی که پول و شهرت و قدرت دارن هیچکدوم کنکور قبول نشدن!
اصلا چون قبول نشدن به این چیزها رسیدن!
 
در عوض این روزها و سن ها زمان مستقل شدن و آزادی بیشتر گرفتنه از کانون خانواده!
عاقبت خوب واسه اونیه که بره دنبال علاقه اش...
 
دسته ی عزاداری داره از سر کوچه رد میشه
امام حسین بیا با همدیگه برای اونایی که خیلی ناراحتم کردن(خیلی... خودمو کنترل کردم که لب وا نکنم... سکوت پیشه میکنم که این سکوت خیلی بهتر و آبرومندانه تره)
مثل همونایی که خیلی بهم لطف کردن، دعا کنیم
که خدا عاقبت همه مونو ختم به خیر کنه
آمینشو گذاشتم برای خودتو هرکی دوستت داره امام حسین
 
 
کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  درس ۶ صفحه ۸۱ با موضوع عاقبت فرار از مدرسه
انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه
در دوران مدرسه ام به یاد دارم زمانی که در کلاس نهم درس می خواندیم یک روز آن سه درس سخت را در یک روز و در سه زنگ داشتیم که آن درس ها شامل علوم ، زبان انگلیسی و سخت ترین آن ها ریاضی می شدند .
در آن روز پس از گذشت زنگ اول که درس علوم داشتیم نوبت به زنگ ریاضی رسید و قرار بود که از ما امتحان گرفته شود و نیز زنگ بعد از آن هم املای زبان انگلیسی داشت
رهبر انقلاب خطاب به شهید حاج‌ قاسم‌ سلیمانی (۲۰ اسفند ۹۷):
ان‌شاءالله خدای متعال به ایشان اجر بدهد و تفضّل کند و زندگی ایشان را با سعادت، و عاقبت ایشان را با شهادت قرار بدهد، البتّه نه حالا. هنوز سال‌ها جمهوری اسلامی با ایشان کار دارد.
[عکس 800×799]
مشاهده مطلب در کانال
امشب رفتیم و پرده از راز این هدیه‌ی الهی برداشتیم.
صدای تپیدن قلب کوچیکت رو ضبط کردم.محکم و تند.
تاپ تاپ...صدای شروع یک زندگی.
از خدای مهربون برات صبر و آرامش می‌خوام، حیا و عشق به اهل‌بیت عزیز.
سال گذشته،این موقع توی حرم حضرت علی"ع" بودیم و من هم اونجا هم توی حرم امام حسین جان و حضرت عباس، برای بودنت، برای شروع و عاقبت به خیری ت دعا کردم. زیر قبه...
اتفاق امشب، خیلی معنادار بود برام...
من همه رو به فال نیک می‌گیرم عزیز دلم...
بسم الله الرحمن الرحیمسلام عزیزم. دلم خیلی برات تنگ شده. همیشه توی فکرت بودم و هستم. راه ارتباطی باهات نداشتم. چه غمگین ... شما دوست مهربونی بودی و هستی. چه قدر دلم می خواست ازت خبری داشتم. ممنونم ازت. ممنون که خبرم کردی. ممنونم ازت بابت دعاهای خیرت. ان شاءالله که یه روز بازم همدیگه رو ببینیم. برات آروزی عاقبت بخیری و موفقیت دارم. سلام ما رو به مادرت و خانواده مهربونت برسون.خدا مراقبت باشه عزیزدلم
برام همیشه سوال بوده آخر و عاقبت و سرنوشت دخترهایی که مورد تجاوز قرار میگیرند چی میشه؟، آیا مراکز و سازمان هایی هستند که حمایت کنند اون ها رو تا دردهاشون التیام پیدا کنه؟، آیا اگر احتمال رفت و به زندگی برگشتند و حال شون خوب شد، نگاه جامعه و پسرها و خانواده هاشون برای تشکیل زندگی  بهشون  عادی خواهد بود یا ترحم آمیز؟
چطور میتونن واقعیت ماجرای تلخ شون رو بیان کنند؟، چگونه میتونن به فرد مقابل  اثبات کنند که مورد تجاوز بودند و نه دنبال رابطه ها
یا حـ ـسـ ـیـ ـن
 
 
حر و توبه اش نشون میده اگر حرمت نگه داریم میشه برگشت. یک نقطه سفید، انسان رو عاقبت به خیر می کنه حتی اگر مصداق "یصدون عن سبیل الله" شده باشیم. نه فقط چون حر راه رو بر سیدالشهدا بست، بلکه چون صدها نفر به تبعیت او در برابر امام قرار گرفتند. این روزها خیلی حرمت شکنی ها رو دیدیم. اما ماجرای حر امیدوارمون می کنه ...
از اون طرف کسی مثل "ضحاک بن عبدالله"، بعد از ظهر عاشورا و پس از مجاهدت های زیاد از یاری امام دست کشید و فرار کرد... مرحوم
هر کس چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاران امام دوازدهم شیعیان خواهد بود و اگر پیش از ظهور بمیرد،خداوند او را از قبرش بیرون آورد تا به خدمت وی درآید.                                                               
عاقبت به خیری با خواندن دعای عهد                                               
 حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) فرمودند:صبح ها سعی کن این دعا «دعای عهد» را بخوانی چون در سرنوشت (عاقبت به خیری) دخالت دارد.


 
 دعای عهد یکی
احساس من از دور حلق آویز می آید
پاییز فصل عاشقانه های بارانی
اما، برای من چه رعب آمیز می آید
این بخت بداحوال را از من جدا سازید
هرجا گریزان می روم او نیز می آید
حال بدی دارم چشانم گریه می خواهد
از آسمان اشک سفید و ریز می آید
ترسی که در عمق وجودم جای خوش کرده
دردی که مرگ در پیش آن ناچیز می آید
من ماه ها در انتظار نیمه ای بودم
گمگشته ی من عاقبت پاییز می آید
#سلیمان_شاکری
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
در حال خوندنش هستم . چقدر روال زندگی اون زن برام قابل درکه . چند خط و بند که می خونم کتاب رو می بندم ! طاقباز کف اتاق دراز میکشم و به سقف خیره میشم . به خودم که میام می بینم دقایق طولانی به هیچ چیزی فکر نکردم ... 
هنوز تمومش نکردم . برای خوندن کتاب باید سرم دنج باشه . فعلا انواع صداها توی سرم موج مکزیکی میزنه ... تمرکز خوندن کتاب رو ندارم ولی دلم میخواد تمومش کنم ... اطلاع از عاقبت سرنوشت اون زن برام جالبه . 
«٩»رَبَّنا إِنَّکَ‌ جامِعُ‌ النّاسِ‌ لِیَوْمٍ‌ لا رَیْبَ‌ فِیهِ‌ إِنَّ‌ اللّهَ‌ لا یُخْلِفُ‌ الْمِیعادَ (راسخان علم در ادامه دعا گویند:)پروردگارا! همانا تو مردم را براى روزى که در آن شکى نیست گرد آورى.همانا خداوند وعده‌ى خود را تخلّف نمى‌کند. نکته‌ها: کسى که به قیامت ایمان دارد؛ «لِیَوْمٍ‌ لا رَیْبَ‌ فِیهِ‌» نگران عاقبت و سرنوشت خود مى‌شود و از خداوند استمداد مى‌کند. منشأ
ادامه مطلب
شما تا ابتدای تابستان سال بعد می‌توانید از غم‌نامه‌های من در فراق حضرت یار بهره ببرید!
پ.ن: پس از چند صباحی اندیشه در احوالات عجیب خویش یافتم که لختی باید از فکر خانم الف برون آیم بلکه بتوانم تصمیمات مهم زندگی خود را بگیرم! فلذا از غم‌نامه هم خبری نیست و منتظر نباشید.
پ.ن: من از آن ترسم که این شوق فراوان من به وصال، مبدل به سکون عجیب در وصال گردد! پس بر آن گشتم که این شوق را فرو نهم و عاقبت را به ایزد منّان بسپارم.
پ.ن: به فزونی پی‌نوشت‌ها خرده
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود               تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت                  تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت                          در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست بریده بود خمار غمم سحر                         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام                         روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کاو نکاشت مهروز خوبی گلی نچید
گویم از راز نی و از سوختنگویم از جان را به پایش ریختنگویم از موجی ، میان موج هاعاقبت دریا شدن ، بعد از تمام اوجهاگویم از شمسی که راهم را گشوداز دو چشم بر شرر ، از لحظه شکر وجودگویم از هر ، اربعینی که گذشتروز هایی که ، منیت می شکست گویم از درمان هر ، درد بشرشاهدی کردم ، تمام دردهایم رفت با عشق و نظرگویم از آن می گساری های شبساقی ام میداد باده ، جرعه هایی پر طرباین طریقت گرچه یاشد ، فارغ از پیر و مریدلیک با شمع رخش ، پروانگی باید کشیدگفت ما گفتیم و
عاقبت دوستی و دشمنی با امیر المومنین علیه السلام در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله
شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:
٧- قال: أخبرنی أبو الحسن علی بن محمد بن خالد المیثمی قال: حدثنا أبو بكر محمد بن الحسین بن المستنیر [ قال: حدثنا الحسین بن محمد بن الحسین بن مصعب ] قال: حدثنا عباد بن یعقوب قال: حدثنا أبو عبد الرحمن المسعودی، عن كثیر النواء، عن أبی مریم الخولانی، عن مالك بن ضمرة، قال: قال أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام: أخذ رسول
دل به هم دادیم ما تا ما و تو همدل شویم،
کام دل را بشکنیم و عاشق کامل شویم.
از میان ساحل ما میرود دریای عشق،
از محبت شهپلی در بین دو ساحل شویم.
عشق بازی بهر ما یک بازی طفلانه نیست،
ورنه ما بازیچه ای در دست هر جاهل شویم.
بی خطا زستن خطا بودست در این عمر کم،
خط به خط خوانده خطا را عاقبت عاقل شویم.
می کُشد ما را هوس خوشتر ز تیغ قاتلی،
گر هوس را می کُشیم، ما هم یقین قاتل شویم.
گل بروید از گلی، تا گلبین و گلچین شویم،
عشق را کردند عطا، که خوشدل و خوشگل شویم.
اکثر مردم هنگامی که به پایانِ کار می‌رسند و نظری بر گذشته می‌افکنند، درمی‌یابنند که سرتاسرِ زندگی را چون چیزی گذرا زیسته‌اند و با حیرت مشاهده می‌کنند که آنچه بی‌اعتنا از کنارش گذشته‌اند و لذّتی از آن نبرده‌اند، همان زندگیشان بوده است؛ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده‌اند. انسان فریاد بر می‌آورد که امید و آرزو او را فریفته‌اند تا این‌که عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید! آه چه مخلوق حریصِ سیری ناپذیری است این انسان!
 
جهان‌ و تامل
سلام علیکمطاعاتتون قبول
به این جمله دقت کنید:
"مسئله فلسطین، مسئله اسلام نیست مسئله انسانیت است"
دیروز در خبرها می خوندم که یه فرد جاهل گفته کاش در ایران اجازه می دادند همونطور که موافقین فلسطینی ها، راهپیمائی می کنند موافقین اسرائیل هم راهپیمائی می کردند!!!!!!
بدا بر احوالتون.....
پناه بر خدا از این میزان حماقت...
پناه بر خدا از این عاقبت....
"شمر زمان امام حسین مُرد، شمر زمانه ات را بشناس"
فتامل...
ادامه مطلب
#حدیث_مهدوی 
کلام امام زمان(عج)
والعاقبةُ لجمیل صُنعِ الله سبحانه تکون حمیدةً لهم ما اجتنبوا المنهی عنه من الذنوب
 
ای شیعه ما عاقبت با زیبایى صنع خداوند سبحان براى ایشان پسندیده خواهد بود، بشرط آنکه از گناهان ممنوع و نهى شده اجتناب ورزند.
 
 
منابع:تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) / مقدمةج 1 / 39 / 13 - التوقیعان المبارکان ..... ص : 37الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) / ج 2 / 499 / ذکر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع من المسائل الفقهیة و غیرها فی التوقیعات عل
 عاقبت نوکری امام حسین ع
 

میگفت عروسی دعوت شده بودم روستابا کلی شوق و ذوق آماده شدیم و رفتیم ...عاشق سادگی و مهمان نوازیشان بودم... بی ریا و بی تکلف ...ساده و خاکی ... راحت بودم در خانه ی روستائیشان... حیاط خانه همسایه را فرش کرده بودند برای آقایان...درست همان جوری  بود که همیشه آرزویش را داشتم...حیاطی بزرگ با دیوارهای کاه گلی ...گلدانهای شمعدانی ...اتاقهایی با تیرک های چوبی...وووووو ... جوانترها و هم سن وسالهای من یک گوشه دور هم نشسته بودند و اغلب با گ
-چون که واژه ها حیثیت دارند و این را بار ها گفته ام.چون که واژه ها حیثیت دارند و این را بار ها گفته ام، امشب، همین چند دقیقه ی پیش، فهمیدم که وقتی حوصله میکنم و واژه های قطار شده ی کسی را -خاصه اگر طولانی شده باشد- تا آخر میخوانم، یعنی آن فرد برایم عزیز است.بسیار عزیز.مثل فرزانه.مثل خواندن ِ سطر به سطر ِ پست آخرش و پست های قبلی اش.
-با همه ی احترام و حیثیتی که برای واژه ها قائلم، ادا کردنشان و البته مستقیم ادا کردنشان همیشه برایم سخت بوده.هرچه عمی
غزلی ناب از مولوی، دیوان شمس
ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرهازان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کمزان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بدزان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شودچندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا
از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شویآن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را
از جرم ترسان می‌ش
آم ریکا که آقو   می گه ورشیکس شده خیالت راحت
اما انگلیس خیلی آباده و خوبه  
شاید هم جاهای دیگه بهتر تره
 
تقلید در هر چیز از سر ناچاری و جبر جایز است 
اما آخر و عاقبت مشخصی ندارد .
در هر کاری 
بهتر است کمتر از دیگران تقلید کرد
تقلید اختیار آدمی را از بین نمی برد و
یعنی با دست خود قلاده انداختن بر گردن خویش و
دادن اختیار زندگی به دیگری است 
 
رشته ای بر گردنم افکنده دوست ( یا شاید دشمن )
می کشد هر جا که خاطر خواه اوست ( یا به میل دشمن )
 
گمان نکنم م
در تمام این مدت برای خوشبخت شدنش دعا میکردم. دعامیکردم که جبران بشود شکستن دلی که دست من نبود و خدا خودش شاهد تلاش هایم بود. از اخرین باری که زیر قبه ارباب دعا کردم تا شنیدن خبر ازدواجش زیاد نمیگذرد. خوشحالم؛ برای زوجیت های جدید. برای هر دختر و پسری که عاقبت در کنار یارشان به ارامش میرسند برای ادامه راه زندگی.
اما به هرحال بعضی شبها راحت نمیگذرد. تمام زندگی ات جلوی چشمت می اید. بی انکه بخواهی.
قصه زندگی ما ادم ها قصه تقدیرها و تغییرها، قصه های ع
باهم رفتیم پارک قیطریه
اجرا داشت 
و پلان چهارمِ "اگر تصویری از زندگیت بودی چی بودی !؟" ...
...
و چقدر خاطره شد ! 
هر چی بگم کم گفتم 
اونجا که اخر برنامه خانونه اومد بهم گفت عزیزم ایشالا خوش بخت بشی !
+ میگه : فکر میکردی یه روز یه غریبه بیاد بهت تبریک بگه !
اونجا که اخر برنامه تو ارزو هامون نوشتم " خوش بختی مون ، عاقبت بخیری مون ، موفقیت مون ارزومه :) "
+میگه : ارزو ها رو نباید به کسی گفت
اونجا که خانومه گفت ، معلوم نیست که اینا راسته یا نه ، ما که نوشتیم ای
می‌گفت برادرش از پیچ و مهره‌ی پلاتین توی پاش درد می‌کشیده. درد و درد و درد... عاقبت کارد می‌رسد به استخوان و بعد از کلی وقت که به خودش پیچیده،  تسلیم درد شده و دست به تیزی برده. پوستش را شکافته و پیچ و مهره را بیرون کشیده!
یک شب دست می‌برم به تیزی. پوست نازکم را می‌شکافم. این قلب پر خون و پر درد را می‌کشم بیرون و...
درد که نکشیده باشی نمی‌دانی درد با آدم چه می‌کند. نمی‌دانی از آدم زخمی چه کارهایی بر می‌آید...
اشک واپسین
به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم
به دل امیر درمان داشتم درمانده تر رفتم
تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین
به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم
نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم
ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم
ادامه مطلب

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

آموزش خرید ساک لوازم نوزاد و کیف لوازم به صورت اینترنتی نردبام بهشت تشکیلات فرهنگی از ایده تا عمل hakinge دل نوشته پر از خالی دانشجـــــــوگـــــــرام ostad-sayadi-gilani یه نویسنده اموزش جزء به جزء و قدم به قدم ساخت متامفتامین(شیشه) به همراه تعداد محدودی عکس